دختري به نام نيكادل

حقوق مادی و معنوی مطالب و اشعار ثبت شده متعلق به صاحب وبلاگ بوده و هر گونه استفاده از آن پیگرد قانونی دارد


ثانیه آخر خونه بابا

..6..5...4....3...2....1... 

 

این صدای شمارش معکوسه که این روزا دورو بر ذهنم پرواز می کنه  و ناگهان صدای انفجار جشن منو به گریه می اندازه

جشن ....!!!

جشن عروسی...!!

رویای کودکانه هر دختری که فقط به لباس سپید می اندیشه و یادش می ره که از اون روز به بعد

نوازش های مامان واسه دختر کوچولوش تموم میشه چون دیگه اون بزرگ شده

بابا دیگه خجالت می کشه ناز دختر رو بکشه چون دیگه دخترش یه خانومه به تمام معنا شده

و کودکی تو رو فراموش می کنه چون ثانیه های کودکت نزدیکه

.........

و همه اینهاست که منو به گریه می اندازه

دل تنگ می شم

دل تنگ خونه

دل تنگ یه عالمه خاطرات به یاد موندنی

عزیز دلم

همسر مهربونم

می دونم روزایی که با تو خواهم داشت خیلی شیرین و دوست داشتنیه

واسه همینه که دستاتو می گیرم  و دلتنگی هامو تسکین می دم

و واسه خوشبختی مون دعا می کنم  

بابای عزیزم دوست دارم و از اینکه یه عمر تکیه گاه محکمی بودی بهت افتخار می کنم

مامان مهربونم ازت صادقانه بخاطر همه محبت های بی دریغت سپاس گذارم

شاید روزی فرصت جبران یابم

خواهر های خوبم دلم براتون تنگ می شه من نباشم کی اذیتتون  کنه

همسر عزیزم همیشه به سایه گرمت محتاجم پس تنهام نذار

همتون رو دست دارم

 

 

 

۱۳٩٠/٤/٢۳  توسط نيكادل   | پيام هاي ديگران ()

 



nikadel_19931@yahoo.com

 

نيكادل

 

 

بهمن ٩٠
آذر ٩٠
تیر ٩٠
اردیبهشت ٩٠
اسفند ۸٩
آذر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
اسفند ۸۸
آذر ۸۸
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
دی ۸٧
آبان ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
فروردین ۸٧
بهمن ۸٦
آذر ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
اردیبهشت ۸٦
بهمن ۸٥
آبان ۸٥
شهریور ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳

 

 

RSS 2.0