دختري به نام نيكادل

حقوق مادی و معنوی مطالب و اشعار ثبت شده متعلق به صاحب وبلاگ بوده و هر گونه استفاده از آن پیگرد قانونی دارد


 

                              لحظه های با ارزش

 

هرگز هيچ لحظه ای عظيم تر از آن لحظا که می آيد نيست.لحظه های بزرگ می آيند

اما به گذشته نمی روند.هيچ لحظه ی بزرگی متعلق به گورستان نيست.

لحظه ها به ما می رسند* ما را ميان می گيرند*اندکی نزد ما درنگ می کنند*

اگر لياقت بهره گيری شرافتمندانه از آنها را داشته باشيم به دادمان می رسند *

و اگر نداشته باشيم *طبق قانون طبيعی لحظه های بزرگ *وا پس می نشينندبرای مدت ها.

بزخو می کنند*تا باز*کی.لحظه های تنومند پر بارو بر*نه می گذرند تا نابود شوند.

آنها در ظلمت تفاخر ما- که خود را مالک آن لحظه ها می دانيم - موميايی نمی شوند

و هم چون سکه ای عتيقه در صندوقی کهنه و بد قفل نمی مانند.

آنها عقب کرد می کنند *شتابان*و در انتظار انسان لايق ميمانند........

 

جلد چهارم آتش بدون دود نادر ابراهيمی

۱۳۸۳/٧/۱  توسط نيكادل   | پيام هاي ديگران ()

 



nikadel_19931@yahoo.com

 

نيكادل

 

 

بهمن ٩٠
آذر ٩٠
تیر ٩٠
اردیبهشت ٩٠
اسفند ۸٩
آذر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
اسفند ۸۸
آذر ۸۸
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
دی ۸٧
آبان ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
فروردین ۸٧
بهمن ۸٦
آذر ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
اردیبهشت ۸٦
بهمن ۸٥
آبان ۸٥
شهریور ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳

 

 

RSS 2.0